خرید بک لینک

تهاجم هالیوودی
برای این کار فرمولی توسط مجموعه سازمانهای امنیتی و نظامی آمریکا در تعامل با هالیوود در دفترچهای به نام «جنگ صلیبی برای آزادی» تدوین شد. از اسنادی که در شصتمین سالگرد سازمان CIA افشاء شد، در یک گزارش فوق محرمانه از ستاد مشترک ارتش آمریکا، «جنگ صلیبی برای آزادی» چنین تعریف شده بود: «جنگ صلیبی برای آزادی برای این منظور طراحی شده بود تا اصولی که روش زندگی آمریکایی براساس آن در مقابل سیستم ضدآمریکایی قرار میگیرد را توضیح دهد و غربیها را برای فهم و درک مخاطرهای که دنیای آنان را تهدید میکند، بیدار نماید و انگیزه و محرکی برای مبارزه با این تهدید در آنها ایجاد نماید.»
فرانسیس ساندرس، روزنامهنگار و پژوهشگر معروف آمریکایی در کتاب «جنگ سرد فرهنگی: سازمان سیا در عرصهی فرهنگ و هنر» دربارهی نشستهای فوق مینویسد: «کورنلیوس وندربیلت ویتنی (از کارشناسان ارشد سازمان CIA و از تهیهکنندگان مشهور) اظهار داشت برای آنچه که باید به عنوان یک سری فیلم آمریکایی با ایدهی جنگ صلیبی برای آزادی تهیه کنم، قصد دارم ویژگیهای آمریکا را به مردم نشان دهم تا مخاطبان ما در سراسر جهان تحت تأثیر این ویژگیها قرار بگیرند و آن را تنها راه وصول به آزادی بینگارند.» او مینویسد: «قرار بود در این فیلمها علاوه بر تبلیغ جنگ صلیبی برای آزادی، با بیان الزامات آمریکادوستی، وظیفهشناسی، عکسالعمل در برابر دستور، برتری مرد قهرمان (یک اسطورهی آمریکایی) ارج نهاده شود.» در ۲۳ آوریل ۱۹۵۳، «سیسیل ب دومیل» (فیلمساز مشهور) بهعنوان مشاور مخصوص دولت در سینمای هالیوود منصوب شد و سازمانی به نام MPS را برای توزیع آثار مطلوب نظر پنتاگون و CIA بوجود آورد که با امکانات ۱۳۵ پست خدماتی در ۸۷ کشور جهان، شبکهی توزیع عظیمی برای فیلم و سینمای آمریکا ایجاد کرد.


اعتراض سینماگران اروپایی به هجوم فرهنگی هالیوود
به اینترتیب فیلمهای هالیوود، با برنامهای سیستماتیک همچون سیلی روانهی دیگر کشورها از جمله کشورهای اروپایی شد و سالنهای سینمای این کشورها را تسخیر نمود. این هجوم و تسخیر واکنشهای بسیاری را از سوی مردم و حتی فیلمسازان اروپایی به دنبال داشت. مردم سعی میکردند از دیدن فیلمهای آمریکایی خودداری کنند و حتی بچههایشان را از تماشای اینگونه فیلمها در تلویزیون منع میکردند، چراکه فیلمهای آمریکایی، فرهنگ خشونت و لاابالیگری و نژادپرستی یانکیها را به طرز افسارگسیختهای به جوانان و نوجوانان القاء میکرد. در مطلبی که دربارهی سینمای آمریکا در شماره ۱۵۰ مجله کایه دو سینما (دسامبر ۱۹۶۳ و ژانویه ۱۹۶۴) از گفتوگوی گروهی از فیلمسازان و منتقدان سینمای فرانسه از جمله کلود شابرول، ژان لوک گدار، ژاک ریوت و فرانسوا تروفو به چاپ رسید، از هجوم سینمای هالیوود، به یک هجوم نظامی تعبیر شده است:
گدار: از ۱۹۵۰، پاریس تعداد زیادی سینما دارد که تحت کنترل آمریکاست. از دیدگاه سلطه، امروز هیچ فیلمی پا نمیگیرد، مگر آنکه دیر یا زود آمریکا آن را بخرد یا آمریکاییها به نحوی دست داشته باشند.
ریوت: نوعی سینمای جهانی یا دست کم یک سینمای ناتو یا سیتو به طور دمافزونی دارد شکل می گیرد.
یعنی این فیلمسازان فرانسوی سینمای دههی ۶۰، فرانسه و اروپا را تحت اشغال پیمان ناتو (پیمان نظامی آتلانتیک شمالی) یا سینمای ناتویی تفسیر میکنند. نویسنده و روشنفکر فرانسوی به نام ژان بلوک میشل در مورد این هجوم شبه نظامی توسط هالیوود نیز چنین نوشته است: «این (هجوم) فرهنگی عوام فهمکننده وسایل تبلیغاتی، در صمیمیترین حرکات و سکنات فرد عادی چنان نفوذی میکند که تمام اصالتهای او را میگیرد و هر آدمی را از همان یک قالب معین میگذراند که در اختیار اوست. در این صورت برای این آدمهای قالبخورده از ابزار مدرن تبلیغات، دیگر نه ماجرایی شخصی باقی میماند، نه حادثهای خصوصی. عاشق میشوند عین فلان کس که در فیلم دیدهاند و به همین شکل هنرمند میشوند، دزد و گانگستر میشوند و…» ۴۰ سال بعد و در فیلمی به نام «در ستایش عشق»، ژان لوک گدار که دیگر به فیلمساز معروفی تبدیل شده بود، هجوم هالیوودیها به اروپا و سینماهایش را بسیار فاجعه بارتر و تکاندهندهتر به تصویر کشید. در آن فیلم حتی خاطرات و گذشتهی فرهنگی فرانسه و اروپا نیز توسط فیلمسازان هالیوود به غارت رفته و به نام آمریکاییان ثبت میشود.
متأسفانه امروز سلطهی سینمای هالیوود بر اروپا آنچنان شده که برای این قاره، دیگر نه سینمایی مستقل باقی مانده و نه فرهنگی زنده و پویا. زمانی بزرگان سینمای اروپا مانند رنوار و فریتس لانگ و آلفرد هیچکاک به هالیوود اساب کشیدند و زمان دیگر فیلمسازان معترض و مستقل دیروز، جذب همان هالیوود شدند (مانند فرانسوا تروفو که در فیلم اسپیلبرگ بازی کرد). اینک سالنهای سینمای کشورهای اروپایی اغلب در اختیار کمپانیهای بزرگ آمریکایی و البته استودیوهای کوچک اروپایی است که زیر مجموعهی همان کمپانیها محسوب میشوند. جهانیسازی یا بهتر بگوییم، «آمریکایی شدن»، آنچنان غلیظ شده که حتی فکر و انتخاب مستقل و غیر وابستهای نیز باقی نمانده و حتی مراسم اهدای جوایز در اروپا مانند سزار فرانسه و گویا در اسپانیا و جوایز منتقدان انگلیس و آلمان و ایتالیا و فستیوالهای مختلف اروپایی، در واقع کپیهای سخیفی از اسکار و مراسم اهدای جوایز آکادمی شدهاند.
با این حال، جریانی از فیلمسازان مستقل در حال شکلگیری است که سعی دارد خارج از حیطهی کمپانیهای هالیوودی و اعوان و انصار اروپایی آنها، فضایی جدید در سینمای جهان ایجاد نماید. اگرچه مورد غضب کمپانیداران و سرمایهسالاران آمریکایی قرار دارد، اما به سختی در پی یافتن راهی برای ایجاد میدانی جدای از میادین هالیوودی تلاش میکند.

برچسب: چگونه به هالیوود برویم, نویسنده: نوید رحیمی تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 0:55

صفحه بندی